![]() |
![]() |
|
| عشق اگر هیچ هم نباشد , ورای همه ست ! |
|
چند روز قبل وقتی سرمزار پدربزرگ و مادربزرگم رفته بودم , اسم و سال تولد و فوت رفته ها رو نگاه میکردم . میون همه این مزارها یه مزار بود که توجه منو به خودش جلب کرد . مرد 25 – 26 ساله ای روی مزار زانو زده بود و با چهره ای سرد به خاک نگاه میکرد . بی اختیار بروی قبر چشم دوختم . روی سنگ سبز رنگ تیره مزار نوشته بود : عزیز دل من نسرین تولد 1362 فوت 1383 او رفته است و اینک من مانده ام و یک کاغذ به خط او , که : « دوستت دارم » مات و مبهوت این سنگ قبر سرجا خشکم زد . به قیافه یخ زده اون مرد نگاه کردم . شاید برادرش بود ! اما گرایل های پرپر شده و شاخه گل مریمی که توی دستش داشت پرپر میشد حکایت از چیز دیگری داشت . دلم میخواست بپرسم چی شده نسرین فوت شده ! اما خجالت کشیدم . اما نسرین هرکسی که بوده , خوش بحالش بعد از مرگش بازم کسی هست که بعد از دو سال , هنوزم براش گل پرپر میکنه !
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 14:46 توسط بهار |
|
|
مثل چندسال قبل , باز هم دهه اول محرم رسید و روضه هامون شروع شده . باز , طبق معمول , تنها اسمی که زیاد ورد زبونمون میشه اسم « یا حسین (ع) » هستش ! از اینکه توی این مجلس از مهمونهای امام حسین پذیرایی میکنم خیلی خوشحالم . احساس میکنم واقعا توی خونه امام حسین هستم و دارم بخاطر یه لبخند پر مهرش کمک میکنم . مامان هر روز قبل از اینکه خانم مداحمون بیاد , پشت میکروفون میشینه و زیارت حضرت زینب (س) رو میخونه . میگه " بهتره لغت به لغت اون زیارت ها _ توی خونه بپیچه " ! عقیده جالبی داره ! همیشه میگه " برکتی که توی این خونه هست , از صدقه سری همین زیارت خوندنها و روضه هاست " ! منم حرفشو قبول دارم . چون عقیده دارم این روزا آدما خودشون رو بیمه امام حسین میکنن ! وقتی بچه ها هم توی این مراسم شرکت میکنن , دل آدم یه جورایی میشه ! وقتی میبینن مامانهاشون گریه میکنن , چنان بغضی گلوشون رو میگیره که انگار تمام غم و غصه عالم روی دلشون سنگینی میکنه . نمیدونم اونموقع باید به این چهره های معصومانه خندید یا حسرت خورد ؟! نمیخواستم اقرار کنم ! اما این چندساله که کوچیک امام حسین هستم و خدمت مجلسش رو میکنم آرزوهام بیشتر برآورده میشه , مشکلاتم زودتر حل میشه , غصه هام کمتر دوام دارن و شادی هام روز به روز بیشتر و متداوم تر میشه . خیلی ها بیشتر دوستم دارن و این باعث میشه دعای خیر بیشتری پشت سرم باشه . قربونش بشم ! ... حتی امام حسین , اینبار , هنوز دهه تموم نشده حاجتمو برآورده کرده و دستم و هنوز کاری نکردم پر کرده از مهر و محبتش ! نمیدونم اگه این معرفت ائمه نیست , پس چیه ؟! خدایا ! توانم بده تا هروقت زنده ام بتونم اینجور جاها باشم و کمک کنم . شاید روز قیامت دست بخششی بر سر من بکشند و کمی از بار گناهام کم بشه ! آمین ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 11:40 توسط بهار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق همیشه نادیدنی هاست ! آنچه که در چشمان من و تو میدرخشد و روزی رنگ می بازد نیست ! ... عشق ورای عشق انسانهاست ! مفهوم عشق یافتنی نیست !
|
| پیوندهای روزانه |
|
امــــــــیر و مسعـــود رضـــــــا محسن سحـــــــــــر بوی یاس ندا همسفر نسیم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|